گلواژه (سروده های اسدالله اسدی):
گلواژه (سروده های اسدالله اسدی):
گلواژه (سروده های اسدالله اسدی):
📗📗📗📗📗📗📗
*ازمکتب تا دبستان*
و آموزش جدید در ایذه پس از سال ۱۳۰۰ خورشیدی .
📙📙📙📙📙📙📙
نویسنده اسدالله اسدی
پیش از سال ۱۳۰۰ تا یکی دو قرن و چه بسا پیشتر، چندان نوشته ای و یا سخنی مستند از وضعیت مکتب خانه های مالمیرنیافتم و نشنیدم اما از روی اسناد و حکم ها و قباله ها و خط های زیبا و نوشتار ها و نامه ها ، شکایت ها و اجاره نامه ها ، توافق ها و تفاهم نامه ها و سبک و سیاق آن ها ، با نوعی ادبیات فخیم و فاخر روبرو می شویم که پیداست کاتبان و محررین مکتب دیده و با سوادی ، باید در مکتب خانه های مهم و توسط مکتب داران با دانشی تعلیم و آموزش دیده باشند و چه بسا بسیاری از این کاتبان خودِ مکتب داران آن زمان بوده باشند و از سویی زبانزد *لر باشی ملا نباشی* هم می تواند وجود مکتب خانه های گوناگونی را در کل منطقه ی دیناران و گرمسیر بختیاری ، یادآوری کند .
آنچه را که من در این نوشته پی میگیرم با استفاده از همین اسناد و احکام و مدارکی است که در آرشیو دارم و چه بسا مدارکی با پیشینه ی زیادتری نزد همتباران و همشهریان وجود داشته باشد که برای بررسی و پژوهش بر روی آن ها دسترسی ندارم اگرچه می پندارم که شاید بیشترین مدارکی که خوشبختانه بجا مانده است و گویایِ بخشی از تاریخ دو سه قرن و یا بیشترِ منطقه ی مالمیر و پیرامون باشد ، همین اسنادی باشند که از جوانی و از میان قاب نی ها و پاکت های چرمی در صندوقچه های خانوادگی دیدم و سعی کردم نگهداری شوند و هم اکنون در آلبوم هایی چیده شده اند و البته بخشی از آنها هم که قبلا دیده و خوانده بودم شور بختانه نیست ،که شایدهمراه با کتاب ها و آلبوم هاو عکس و نوارهای موسیقی ایرانی و سمفونی های معروف جهانی که تهیه کرده بودم … از دست رفت که موفق به باز گرفتنشان نشدم .
در این قسمت تلاش دارم تا جایی که ممکن است نام کاتبان را که احتمال می دهم بعضا از مکتب داران منطقه هم بودند نام ببرم اگر چه واژه ی ملا عنوان و خطابی بوده است برای کسانی که دارای سواد مکتبی بوده اند و نه اینکه مشغول به تعلیم و مکتب داری، شاید هم گاه هردو حالت را داشته باشد . از جمله ملا ارجعلی و ملا قدمعلی . همان گونه که بسیاری شنیده اند در منطقه دهدز علاوه بر خودِ قلعه مدرسه ، بر سر راه ، این مدرسه هم ، گفته شده چنارِ پیر و بزرگی بوده که در قسمت تنه ی آن که به مرور زمان پوک شده بود فضایی ایجاد شد که چند نفر را در خود جای میداد و گویا تبدیل به مکتب خانه شده بود و حتا می گویند
شعری بر تنه ی آن نوشته شده بود به این صورت که :
چنارِ یادگار ، کی قبادم
ز سلم و تور وایرج هست یادم
و همچنین از این دست گفته ها و شنیده های سینه به سینه ، که بگذریم ، وجود سنگ نگاره ها و آثار دیگر نوشتاری و هنری و کتیبه ها که نشان از خط وکتابت در منطقه دارد و از دوران پیشین و باستان که بگذریم ، وجودِ سنگِ مزار های بجا مانده و نحوه نوشتاری بر آن ها در دوپُک سوسن و شهسوار ایذه که قدمت آنها به دو سه قرن اخیر می رسد دلیلی دیگری است بر وجود مکتب دار ها ومکتبخانه های فراوان در گوشه گوشه ی این دیار که که بعضی از نام های حک شده برسنگ مزار ها با نام های ذکر شده در اسناد موجود کاملا منطبق بر این نام و نشان ها ، و تاریخ های نوشته شده تا حدود زیادی در دسترسی به تاریخ و گذشته ی سیصد سال پیش منطقه کمک زیادی می کند.
اما بر گردیم به نوشته و نام کاتبان از ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ و چند برگه ی نصف و نیمه که متاسفانه تاریخ ندارند و از روی نام هایی که برده شد شاید بتوان زمان را با نسل ها و شنیده ها با اختلاف یکی دو دهه ، تقربیا تاریخ نگارش آنها را حدس زد ولی جهت بررسی دقیق نیاز به مدارک دیگری هست که با مطابقت خط، نام این کاتبان را یافت .
یکی از این ملا های نام آشنا ، ملا زلفعلی کرونی یا ملای قلعه سردی است که کتاب شعر او بنام جنگنامه چند سال پیش توسط انتشارات آنزان چاپ شد و ماجرای کتاب مربوط به بیش از ۲۰۰ سال پیش هست . شاعر و کاتب بود ولی نمیدانم و نشنیده ام که آیا مکتب خانه هم داشته یا نه ، شاید همتباران مقیم راسفند در این مورد اطلاعات بیشتری دارند .
قباله ای هم هست که تاریخ ۱۱۵۶ دارد که به تاریخ خورشیدی حدود ۱۱۱۵ می شود که متاسفانه انتهایش جدا شده و نام کاتب نیست و مبلغ یکصد دینار فلوسی ذکر شده و نام خریداران آن برمیگردد به خانواده ی مهرعلی خان ونام هایی از فرزندان بامیر خان بابائی آمده و قباله هایی دیگر، که با توجه به سبک نوشتاری باید مربوط به قرن ۱۰ تا ۱۱ باشند . اما چیزی که در همه ی این نوشته جلب توجه می کند خط زیبا و نوع انشاء فاخر آن هاست .
اما مکتب داران از ۱۳۰۰ و یا چند سالی قبل از آن که می توان از ملا غلامعلی کمال الدین و ملا قدمعلی خادمی و ملا ارجعلی فرزند آقاعلی فرضعلی وند و ملاصیدعلی، نام برد که خط ملا قدم و ملا ارجعلی را دارم بسیار زیبا و با انشاء بسیار خوب و بدون شک ملا غلامعلی کمال الدین هم باید و بدون شک این چنین بوده است و البته قبل از آنها .
و همچنین ملا عبدالحسین شریعتی معروف به آخوند شریعتی که ابتدا در راسفند و بعد در بلوطک شیخان بود و از دهه ۴۰ به بعد به شهر آمد و مکتب خانه اش لب دره حُرا ، جائیکه اگر مثلا در آنزمان میدان تختی فعلی وجود میداشت ۱۰۰ متر فاصله بود و در این زمان البته آموزش جدید در ایذه جایگاه خود را یافته بود و دانش آموزان ، تابستان ها جهت آموزش قرآن و دروس مکتبی و بنوعی تنوع و استفاده از تعطیلات تابستانی به مکتبخانه هم می رفتند .
و من و بسیاری از هم نسلان ، مدت کوتاهی به این مکتبخانه رفته ایم ، خود من در یک تابستان حدود دو ماه .
اما در زمان مکتب خانه ها از ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۵ دو دختر از فامیل هم دوره ی مکتب را دیده اند شادروان مادرم ، بی بی نصرت عالی پور و عمه بیبی حسنی جان اسدی ،
مادر می گفت از اینکه پدرم مرا به مکتب فرستاد بعضی از فامیل ، می گفتند ، آامامقلی چون پسر ندارد ، دخترش را به مکتب فرستاده ولی بدون شک هردو پدر بزرگ کار درستی انجام دادند ، با اینکه در آن زمان چنین اقدامی را بسیاری نمی پسندیدند.
عمه حدود یکسال و مادر تقریبا سه سال و جوری که با گوش خودم همیشه از وی می شنیدم قرآن را روان می خواند ، همچنین دیوان خمسه نظامی و شاهنامه را ، ولی نظامی را بیشتر می خواند و کتابی بنام حمله حیدری از میرزا محمدرفیع مشهدی که در مورد جنگ های پیامبر بود تا پایان عمرِ امام اول . مادر طبع شعری هم داشت و تک بیت ها و شعر های ناقصی هم در لابلای کتاب هایی که می خوانده ، از وی مانده است. و به سه فرزند اول ، قبل از اینکه به دبستان بروند الفبا و خواندن را یاد داده بود .و بطوری که شنیدم حاج عیسی سلطانپور هم در همین سالها و در همین مکتبی که ملا غلامعلی …کمال الدین مکتب دار بود تعلیم یافتند و البته این مکتبخانه از چند سال پیشتر از این تاریخ هم دایر بوده است چون مسن تر ها هم در آنجا درس مکتب دیده اند از جمله پدر و حاج غلامعلی پرچمی .وی پس از تاسیس مدرسه هم در ایذه بود و پس سال ۱۳۲۰ ، ظاهرا به نفت سفید رفتند و در آنجا هم به تدریس پرداختند . ولی نسل مسن تر از اینها را ، متاسفانه نپرسیدم و نمی دانم . از متولدین بین ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ ، از آنهایی که متولد اواخر ۱۲۰۰ بودند مثلا ۱۲۸۰ و ۹۰ ، به بعد که تا سال های حدود ۱۳۵۰ در حیات بودند مانند پدر بزرگِ مادری و شادروان عموی بزرگوار آمحمد جواد و عمو آاسکندر و چند تنی هم که تا ۱۳۸۰ حیات داشتند و دیدم متاسفانه پیش نیامد که بیشتر در این مورد بپرسم . حتا یکی دوبار قرار گذاشتم جهت پیگیری و پرسش هایی در این مورد ، نزد زنده یاد عمو حاج سلطان پور برسم که این اتفاق نیافتد. و متاسفانه از سه نفر از فامیل که آگاهی های زیادی درمورد تاریخ گذشته ی ایذه و در این موارد اشراف دقیق داشتند، بهره نبردم مانند پدر بزرگِ مادری، و حاج عمو، و حاج خداداد احمدی که ایشان میگفت بعلت همسایگی دیوار به دیوار با حاج امامقلی در شب نشینی ها و نقلِ حکایت های پیش آمده در مالمیر، بسیاری از موارد تاریخی را از زبان ایشان به خاطر دارد
که شور بختانه ، ایشان هم خیلی زود و نابهنگام در گذشتند و فرصتِ پرسش هایی را که در ذهنم بود نیافتم و از این بابت خودم را همیشه ملامت کرده ام .
و اما ….
تعلیمات جدید و تاسیس دبستان
از شواهد و قرائن پیداست که اولین دبستان باید در سال ۱۳۱۵ یا دو سه سالی پیشتر (۱۳۱۲) تاسیس شده باشد و از اولین دانش آموزان آن می توان از شادروانان سلطانعلی پرچمی نیکبخت(رمضان) ، نادرقلی پرچمی ،محمدرضا درگاهی، ابوالقاسم اسدی ،منصور پرچمی ، امان الله کرمپور، خداداد احمدی ، سوارعلی احمدی ، نامدار زنداستا و حتما عده ای دیگر که من آگاهی ندارم نام برد . این عده نه با اجبار بلکه با ذوق و شوق فراوان وارد آموزش تعلیمات جدید شدند. اما ظاهرا ، در اطراف و کنار کسانی هم بودند شامل تعلیمات اجباری می شدند و توسط امنیه ها به کلاس درس هدایت می شدند .
آقای صفقلی احمدی از آموزگاران پیشکسوت ایذه و کسی که خودش به تاریخ شفاهی ایذه علاقه مند و پی گیر و پی جو هستند، این مورد می گوید :
بعد از این گروه سنی ، گروه سنی دیگری با تعداد بیشتر بااستفاده از قانون تعلیمات اجباری وارد دبستان شدند که در طول سال تحصیلی رغبت ادامه تحصیل از سوی بعضی محصلین سلب می شد که همه روزه از طریق امنیه به دبستان هدایت می شدند با این وجود عده ای ترک تحصیل نمودند .بعد از این گروه سنی دبستان تا کلاس ششم ارتقاء و حضور در دبستان بدون اجبار عادی گردید و به موازات
آن کادر دبستان هم از تعداد بیشتری بر خوردار و آموزگاران از شهرهای مختلف به ایذه اعزام می شدند. معلمین بومی هم عبارت بودند از زنده یادان خسرو یزدان پناه ، ایرج صاحب ، محمد طاهر پرچمی ، محمد رحیم کیانی و محمدرضا کیانی . از سال ۱۳۳۰ که بنده (صفقلی احمدی) جزو دانش آموزان آن دوره بودم آموزش و پرورش تابع شهرکرد گردید که در سال ۱۳۳۶ برای برگزاری امتحان نهایی فردی بنام تقی روغنی ناظر امتحانات نهائی از شهرکرد به ایذه اعزام گردید .در سال ۱۳۳۷ کلاس اول متوسطه در همان دبستان استیجاری متعلق به مرحوم صفر خدیوی دائر و بعلت نبودن دبیر در آن سال منحل گردید ( دانش آموزان این کلاس عبارت بودند از خسرو افضلی ، قدرت الله اسدی ،صفقلی احمدی، نعمت الله کیوان ، پرویز هژبری ، کیومرث کیانی و دو نفر دیگر که فراموش کردم. داخل پرانتز را نگارنده افزوده است و معلم کلاس خسرو یزدان پناه بود ) و مدیریت دبستان ودر عین حال نمایندگی آموزش و پرورش بعهده ی موسی بناء بهبهانی بود و در سال ۱۳۳۸ همانطور که ذکر گردید مجددا ، دبیرستان تاسیس و همان کادر ابتدایی تدریس دروس آن را به عهده گرفتند تا سال ۱۳۳۸ دو دوره از دانشسرای شهرکرد گذشته بود که دور اول عزت الله یوسفی ، عباس کیانپور، لهراسب اعتمادی ، و دور دوم گودرز رزمگاه ،عزت الله کرمپور ، دوره ی یکساله آموزشی معلمی را طی و دور سوم که در سال ۱۳۳۸ بود .صفقلی احمدی ، نصیر طاهری ، هیبت الله امانی ، هوشنگ پارسا، که در ایذه به استخدام آموزش و پرورش در آمدند .در همین سال آموزش و پرورش ایذه تابع استان خوزستان گردید و جالب اینکه شکرالله سالمزاده هم معلم بود و هم رئیس آموزش و پرورش بود .یکی دوسال بعد روسای آموزش و پرورش لیسانس و اولین آنها محمدجواد سعادت بهبهانی بود و از سالها بعد بود که دبیرستان دخترانه و پسرانه تا سیکل اول دایر و کادر آموزشی آن اکثرا دیپلمه و بندرت لیسانسیه بودند.
در اینجا و در ادامه ی خاطرات آقای احمدی باید اضافه کرد که از ابتدای کلاس درس در ایذه که اشاره شد برمیگردد به کمی قبل از ۱۳۱۵ و مدرسه دو کلاسه، و مدیریت و معلمی زنده یاد سالمزاده و جهت کمک به افزایش کلاس های بالاتر وتامین معلم ، دو نفر دیگر زنده یادان سید علی فالحی و یاقوتی اضافه ، و در سالهای بعد هم دبستان پهلوی تکمیل تر شد و یادی کنیم از زنده یادان، خسرو رخ ، سیف الله شاکری ، نصرت الله منوچهری ، حسین بصیرت، رحمت مسعودی ،
در اینجا باید یاد آور شد که جهت یک بررسی دقیق و دستیابی به تاریخچه ی کامل این مورد نیاز به دسترسی مستقیم به پرونده ها و فایل های کارگزینی و اداری دارد ، بنابر این چنین نوشته ای هرچند هم حافظه ها و شنیده ها ، یاری کننده و درست باشند باز هم بدون شک ، نمی تواند کامل و بدون عیب و نقص و کمبود باشد . و این نوشته تنها آغازی است که حتما لغزش ها و ناگفته های زیادی به همراه دارد که می تواند توسط دوستان و پژوهشگران همشهری و علاقمند در این زمینه تکمیل و روند آموزش وپرورش در شهرستان ایذه را کامل و دقیق تر دنبال کنند . و همچنین پس از آن به بررسی نحوه ی تکمیل دبیرستان در شهرستان ایذه .
بهر روی اولین نسلی که ادامه تحصیل دادند مانند زنده یادان ایرج صاحب ، امیرحسین پرچمی ، دکتر درگاهی ، خسرو یزدان پناه ، اسفندیار اسدی ، هرمز بابائی و با چند سال اختلاف سنی دکتر ناصر افضلی ، خسرو افضلی ، قدرت الله اسدی ، نعمت الله کیوان وبسیاری دیگر و حتا تا نسل نگارنده به دلیل تکمیل نبودن دبیرستان در تمام رشته ها در خارج از ایذه دیپلم گرفتند .
در پایان جهت رسیدن به اطلاعات و پاسخ های بیشتر گفتگویی هم در همین زمینه با آقای صفقلی احمدی انجام دادم که به نظر خوانندگان عزیز می رسد .
*پرسش* ۱ – اداره فرهنگ ایذه در چه سالی تاسیس شد؟
*پاسخ* : پاسخ سئوالات جنابعالی را تا آنجائیکه حافظه ام اجازه می دهد ودر جریان بودم ویا کسب اطلاع کردم تقدیم حضورتان می گردد که ممکن است خالی از نقص هم نباشند .
اداره آموزش و پرورش در سال ۱۳۳۸ تشکیل گردید
*پرسش* ۲ – آیا پیش از اداره فرهنگ ، دبستانی در ایذه وجود داشت و در چه سالی؟
*پاسخ* : بله . تاسیس دبستان قبل از تاسیس اداره فرهنگ صورت گرفت و چند سال قبل از ۱۳۱۵
*پرسش* ۳ – اولین آموزگاران این دبستان چه کسانی بودند ؟
*پاسخ* : شکرالله سالمزاده ، خسرو رخ ، علی فالحی ، از اولین آموزگاران دبستان پهلوی بودند
رحمت مسعودی بروجنی ، ایرج صاحب، خسرو یزدان پناه آموزگارانی بودند که از ۱۳۳۲ به بعد تدریس داشتند .
*پرسش* ۴- اولین دبستان دولتی در چه سالی ساخته شد؟
*پاسخ* : ساخت و ساز مدارس دولتی از ۱۳۳۸ به بعد شروع شد و اولین آنها هم دبستان پهلوی بود که نزدیک پل معروف به غربتها ساخته شد .
*پرسش* ۵ – اولین کسانی که از شهرهای اطراف دیپلم گرفتند چه کسانی بودند
*پاسخ* : اولین کسانی که خارج از ایذه دیپلم گرفتند .عبارت بودند از خسرو یزدان پناه .ایرج صاحب . امیرحسین پرچمی .عبدالرضا درگاهی و اسفندیاراسدی .
*پرسش* ۶- اولین نسلی که به آموزش مدرن و امروزی درس خواندن چه کسانی بودند ؟ میدونم مرحوم پدر یکسال یا دوسال مسجدسلیمان بود و شاهمراد فیضی هم برای سرپرستی به همراش رفت .در آن زمان به جز مکتبخانه، کلاسی وجود نداشت
*پاسخ*: اولین نسلی کهدر دبستان دولتی ایذه بتحصیل پرداختند نسلِ زنده یادان خداداد احمدی .سوارعلی احمدی .خسرو امانی. اماناله کرمپور .محمدرضا درگاهی ،رجبعلی نیکبخت و دیگر همسن و سالهای آن ها بودند
اسدی : همچنین( زنده یادان منصورپرچمی ،، سلطانمرادپرچمی ، ابوالقاسم اسدی )
*پرسش* ۷- مرحوم سالمزاده در چه سالی به ایذه اومد، نامه ای ازش دارم از ۱۹/۹/۱۳۲۵ که نادر قلی خان حواله ی درخواست او را به پدر ارجاع داده جهت خرید کفش و لباس بچه ها که در پشتِ درخواست بخط پدر نوشته شده مبلغ ۱۷۰ تومان به ایشان پرداخت شد. (پول جمع آوری شده) سمت اولی اش چه بود .
*پاسخ*: مرحوم سالم زاده از اوایل تاسیس دبستان در ایذه بودند تا به ریاست آموزش و پرورش منصوب شدند .البته مدتی هم در باغملک بود .
*پرسش* ۸ –
آیا در هنگام تاسیس اداره فرهنگ ، زیر نطر شهرکرد و اصفهان بود یا خوزستان
*پاسخ* : تا سال ۱۳۳۸ تابع شهرکرد بود از آن ببعد تابع خوزستان شد
*پرسش* ۹-
دبستان دخترانه درچه سالی تاسیس ومجزا شد؟ چون قبلا مختلط بود .
*پاسخ* : دبستان دخترانه منیژه خیلی دیر تر از دبستان پسرانه تاسیس شد ولی دقیقا” نمی دانم چه سالی بود و موقعی که مختلط بود تعداد انگشت شماری بیشتر نبودند .یادم است مرحوم سکینه درگاهی(پروین) و الهه پروانه دختر رئیس گروهان ژاندارمری ایذه کلاس ششم ابتدائی در کلاسی که بنده و هم کلاسی ها بودند درس می خواندند .
*پرسش* ۱۰- از همان دبیرستان یک کلاسه که آقای یزدان پناه معلم بود و بعد منحل شده اطلاعی هست ؟
*پاسخ* : سال ۱۳۳۷ کلاس اول دبیرستان در محل دبستان پهلوی که استیجاری و مالک آن صفر خدیوی بود تشکیل ولی بعلت نبودن دبیر دروس مختلف در نیمه سال منحل شد.
همینجا لازم می دانم اشاره و اضافه کنم که از شاگردان این کلاس شنیدم که اتاقی در نزدیکی دبستان اجاره شد و تخته سیاه و صندلی چوبی هم خود دانش آموزان تهیه کردند و زنده یاد یزدان هم معلم تمام دروس این کلاس هفتم بود ولی سال بعد دیگر کلاس هشتم ادامه پیدا نکرد .
*پرسش* ۱۱- دبیرستان در چه سالی آغاز بکار کرد البته در حد سیکل اول .
*پاسخ* : اقدام به تاسیس دبیرستان در حد سیکل اول بعد از سال ۱۳۳۸ صورت گرفت که در این سال بنده در دانشسرای شهرکرد جهت گذراندن دوره آموزگاری درس می خواندم .
*پرسش* ۱۲- درچه سالی دبیرستان ایذه تکمیل شد چون سال ۴۷ چون رشته ریاضی نداشت من پس از سال دوم به اهواز آمدم با اینکه تا سیکل اول و حتا ، ادبی و طبیعی هم تا سال دهم داشت . در چه سالی کلا کامل شد ؟
*پاسخ* : بعد از سال ۱۳۳۸ که سیکل اول شکل گرفت بتدریج تکمیل گردید و فقط تا قبل از انقلاب تنها رشته طبیعی تدریس می شد .
*پرسش* ۱۳- اولین نسل معلمان دیپلمه ایذه چه کسانی بودند
*پاسخ* : اولین نسل معلمان دیپلمه ایذه می توان از یزدان پناه .ایرج صاحب و اسفندیار اسدی که بومی بودند نام برد معلمان غیر بومی در این سالها در دبستان پهلوی اکثرا” دیپلمه بودند.
*پرسش* ۱۴- مدرک اولین معلمان ایذه ،دوره ی دبستان چه بود ؟
*پاسخ* : مدرک بیشتر معلمان ایذه از ۱۳۳۸ تا قبل از تشکیل سپاه دانش ششم ابتدائی و فارغالتحصیل دانشسرای عشایری بود .
*پرسش* ۱۵ –
اولین دبیران لیسانسیه چه کسانی بودند؟
*پاسخ* : بطور کلی دبیران لیسانسیه و لیسانس وظیفه ها غیر بومی بودند و تا قبل از انقلاب همان یک رشته (طبیعی ) دائر بود.
*پرسش* ۱۶ – دبیرستان ایذه ابتدا رشته طبیعی و ادبیات تکمیل شد .رشته ریاضی کی تکمیل شد؟ در چه سالی ؟
*پاسخ*: سایر رشته ها که بعد از انقلاب دائر شد بنده در جریان نبودم .
*پرسش* ۱۷ – کادر اداری اداره فرهنگ و بعد آموزش و پرورش چه کسانی بودند ؟
*پاسخ*: کادر اداری اغلب بومی بودند و شامل گودرز رزمگاه .خسرو یزدان پناه .عباس کیانپور . اسفندیار اسدی میرزاخون شهولی .نصیر طاهری .خانم عظمت حقیقی .اسفندیار نظری .
محمد طاهر پرچمی مندنی شالوئی منجمله بنده (صفقلی احمدی) .
در ادامه پاسخ آقای احمدی باید اضافه کنم خانم بتول اسلامی و یک خانم دیگر که نامش به یاد نیست و بومی نبودند از معلمان زن همچنین خانم گلستان صالحپور هم بودند که بانو صالحپور اولین معلم زن بومی هم بود .
*پرسش* ۱۸- کدام بخش های شهرستان ایذه دارای دبستان بودند ؟ تقریبا درچه دهه ای ؟ یا چه سالهایی روستاها دارای مدرسه معمولی یا عشایری شدند ؟
*پاسخ* : چند روستا مثل سوسن ، راسفند، میانگران علیا، چم ریحان مرغا، پرچستان گوروئی، زودتر از سایر روستا ها دبستان داشتند .بخش ها هم مثل دهدز ، باغملک، قلعه تل ، هم قدمت بیشتری از روستاهای که نام برده شد دبستان داشتند .در باغملک هم روستاهایی بود که همزبان با روستاهای ایذه دارای مدرسه بودند ، که بنده
دقیقا نام روستاهای مربوطه را
نمی دانم
*پرسش* ۱۹ –
آیا از کسانی که معلم یا دبیر نبودند ودر ادارات دیگر کارمند بودندبه عنوان معلم یا دبیر چه آقا و یا خانم استفاده می شد؟
*پاسخ* : سالهائیکه بنده مسئول آموزش متوسطه بودم بندرت کادر دبیرستان تکمیل می شد حتی با گرفتن ماموریت بتهران رفتم و با خانم فرانک ادیبی معاونت وزارت آموزش حضوری مشکلات و کمبود دبیر را مطرح کردم ایشان موافقت کردند چهار نفر از داشجویان سال آخر دانشگاه اراک که دارای رشته های فیزیک شیمی .ریاضی و زبان بودند هفته ای دو سه روز به ایذه جهت تدریس بیایند با اینحال از بعضی افراد که خارج از کادر آموزش و پروش بودند استفاده می شد البته بکار گرفتن اینها جنبه حمایت مالی داشت وبیشتر از طریق روابط ورفاقت انجام می گرفت مثلا”یکی از آنها رئیس گروهان ژاندارمری بود که روابط خوبی با مسئولین آموزش و پرورش داشت .
بله جناب احمدی من هم در آن زمان دوست داشتم به اتفاق دوستان همدانشگاهی ام بیایم ، ولی اولویت با دانشجویانی بود که رشته ی دبیری بودند و من دانشجوی رشته ریاضی محض و بدون تعهد دبیری بودم ، ولی دوستان را به آمدن به ایذه تشویق می کردم .
*پرسش* ۲۰- علاقه ی مردم و بچه ها به شروع آموزش جدید و به روز در آن زمان تا چه حدی بود؟ آیا روحیه ی تشویق و یا کسانی در سطح منطقه مشوق این حرکت جدید و این مرحله ی آموزشی بودند ؟
*پاسخ*: بله اوایل و اواسط تاسیس دبستان از اینگونه مشکلات وجود داشت و کمتر جهت رفتن به دبستان استقبال می شد و کسی را هم سراغ ندارم که مشوقی برای فرستادن بچه ها به مدرسه با اولیاء دبستان همکاری کرده باشد
*پرسش* ۲۱ – نحوه ی زندگی و روحیه عشایری ومشکلات برخی از خانواده ها ، آیا درامرآموزش جدید ایجاد اشکال می کرد؟
*پاسخ*: یادم می آید زمان سالمزاده که آن موقع هنوز بنده به مدرسه نمی رفتم چند نفر از بچه های بلوطک شیخان به زور ثبت نام شدند و هر روز یه گروهبانی با اسب می آمد و آنها را به جلو می انداخت و به دبستان می برد .
اواسط سال تحصیلی دو. سه نفر از آنها که پدرانشان سالخورده بودند به بهانه اینکه بخاطر کشاورزی نمی توانند ادامه بدهند از رفتن به مدرسه خودداری کردند
*پرسش* ۲۲ – بدون شک طرح سپاه دانش تاثیر چشمگیری در آموزش وپرورش کشور داشت ، در ایذه چگونه بود ؟
*پاسخ* : قطعا” طرح و تشکیل سپاه دانش نه تنها در ایذه که در تمام کشور تحول فوق العادهای ایجاد کرد ولی در ایذه چشمگیر تر بود .
*پرسش* ۲۳- اولین آموزگاران بهر روی مانند سپیدمان آموزش و پرورش در هر شهر و منطقه ای بودند و با توجه به اینکه خود این عزیزان هم آموزش لازم برای آموزگاری و نحوه ی تدریس و برخوردهای اجتماعی و روانشناختی با دانش آموزان را ندیده بودند ، آیا در این مورد خدشه ای به روحیه ی بچه ها وارد می شد؟ و چگونه جبران می شد ؟
*پاسخ* : آموزگارانی که دوره یکساله آموزگاری را طی می کردند از آموزشهای لازم برخوردار بودند و برای دیگر معلمان که ابتدا بصورت روزمزد استخدام شدند کلاسهای آموزشِ ضمن خدمت تشکیل می شد که بعدا” رسمی شدند .ولی آنچه مسلم است هنوز هم درچهارچوب یک آموزش مدرن ودقیق که برمبنای یک اصول و روش صحیح باشد صورت نمی گرفت .
جناب احمدی عزیز از این که وقت گذاشتید و با حوصله به پرس

ش ها ، پاسخ فرمودید . سپاسگزارم .
آقای احمدی: با آرزوی موفقیت و پوزش از هرگونه کم و کاستی .
۲۰۲۴ژانویه