تهران
کد خبر:9768
پ
فاقد تصویر شاخص

به قلم مدیر مسئول دکتر بهرام براتی

“حکمرانی و شفافیت آبی”   آب، از مهمترین عناصر زندگانی است که حتی تصور نبودن این عنصر زندگی بخش، ممکن نیست. در مناطقی همچون فلات ایران، که از دیرباز با کمبود آب روبرو بوده،یکی از دغدغه ها و سیاست های مهم دولتها، اعمال رویکردی مدیریتی و کنترلی برای ایجاد تعادل بخشی و مدیریت منابع آب، […]

“حکمرانی و شفافیت آبی”

 

آب، از مهمترین عناصر زندگانی است که حتی تصور نبودن این عنصر زندگی بخش، ممکن نیست. در مناطقی همچون فلات ایران، که از دیرباز با کمبود آب روبرو بوده،یکی از دغدغه ها و سیاست های مهم دولتها، اعمال رویکردی مدیریتی و کنترلی برای ایجاد تعادل بخشی و مدیریت منابع آب، بوده است.به موازات آن، مردم و باشندگان این فلات، اهمیت و ارجمندی عنصر آب را در اسطوره ها، کهن الگوهای ذهنی و باورداشت های دینی و جشن ها و آیین های اجتماعی و فرهنگی خود، تسری داده تا آب، این عنصر و اساس زندگی را گرامی بدارند.

از اوستا تا کتیبه های بازمانده از شاهان هخامنشی و دیگر دوره های تاریخی باستان و پس از آن، نمونه های بسیاری از این کوشش ها را، شاهد بوده ایم. داریوش هخامنشی، در کتییه خود از اهورامزدا می خواهد که جنگ، دروغ و خشکسالی را از این سرزمین دور بدارد. در آیین مزدیسنا، آب از عناصر مقدس چهارگانه بوده که آلودن آن، گناهی بزرگ به شمار می رفت. در کنار این نگاه و باورهای معرفتی، انسان در این فلات با رنجی شکوهمند و بالنده، با ابداع و ابتکار و ساخت کاریز و قنات ، آب را از رگ رسوب رسیده ریگستان و کویر و سنگ، فراخوانده و گندم کاشته و دوستان را فرموده :” هر کس از در درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید…”

ساخت قنات، کوشش هنرمندانه و زاییده ی سختکوشی نیاکان ما برای ساماندهی منابع و ایجاد نهادهایی برای نظارت بر میزان و ایجاد یک الگوی مصرف متناسب با منابع آبی و تعادل بخشی بین منابع و مصرف بوده است.

اگرچه در این سالها، شوربختانه، با سوء مدیریت و مصرف و برداشت ویرانگر این منبع حیاتی، شاهد ناترازی و کمبود و تنش آبی و دیگر پیامدهای تلخ آن بوده ایم. اضافه برداشت سالانه از آبهای زیرزمینی به افت شدید آبخوانها انجامید، فرونشست زمین در برخی مناطق به ۴۰سانتیمتر رسید! از مجموع ۶۰۹ دشت کشور، بیش از۴۰۹ دشت ایران، گرفتار فرونشست زمین شدند! تالابهایی از هورالعظیم تا بختکان، خشکیدند! سدسازی ها، انتقال بین حوضه ای آب، نرخ بالای فرسایش خاک، افزایش تنش های اجتماعی و اعتراض های محلی، بیابان زایی، نابودی جنگلها و پوشش گیاهی و دهها نمود دیگر، نشان دهنده ی تعمیق بحران آب هستند که امنیت سیاسی و اجتماعی این کشور دیرسال را، به مخاطره می اندازند.

در این نوشتار کوتاه کوشیده شده است تا با نگاهی به تعاریف حکمرانی و شفافیت آبی، به اهمیت و ارتباط دوسویه آنها در حل مشکل بحران آب، بپردازیم

بر اساس الگو و تعریف سازمان ملل متحد، حکمرانی عبارت است از: ” مجموعه ای از اقدامات فردی، نهادی، عمومی و خصوصی، برای برنامه ریزی و اداره مشترک امور و فرآیند مستمری از ایجاد تفاهم میان منافع متفاوت و متضاد است که در قالب اقدام های مشارکتی و سازگار حرکت می کند و شامل نهادهای رسمی، ترتیب های غیررسمی و سرمایه اجتماعی شهروندان می شود.”

حکمرانی آبی:” مجموعه ای از سیاست ها، قوانین و فرآیندهایی گفته می شود که مدیریت و بهره برداری از منابع آبی سطحی، مانند رودخانه ها، دریاجه ها و تالاب ها را تنظیم می کند،”

اصول حکمرانی را می توان بر سه بخش ۱-شفافیت۲- قابلیت اندازه گیری ۳- مشارکت، تقسیم بندی نمود. اگر یکی از نمودهای حکمرانی در روزگار باستان و یا تا یک قرن پیش در مناطق ایران، ایجاد یک سلسله مراتب اداری و نهادسازی مانند وجود نهاد (میر آب) برای تقسیم بندی و توزیع عادلانه و الگوی مصرف بود امروزه نیز، یک حکمرانی کارآمد باید بتواند با برنامه ریزی، در راستای حفاظت از کیفیت آب،توزیع متناسب و عدالت محور بین کاربردهای گوناگون، کنترل سیلاب و حفظ بوم سازگان های آبی، گام بردارد. زیرا حکمرانی آبی یکی از مهمترین راهکارهای اساسی برای کنترل و جلوگیری از بحران آب به شمار می رود.

 

اگر بخواهیم در ساده ترین شکل، تعریفی از بحران آب داشته باشیم باید گفت که: به وضعیتی می گویند که در آن، آب آشامیدنی سالم و غیره آلوده ، در یک منطقه، کمتر از میزان تقاضای آن باشد.

عنصر آب ان چنان اهمیتی در ایحاد زیرساختها و ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی دارد که مارکس در مقاله مشهور خود ” شیوه تولید آسیایی” با تمرکز بر ایران به این نتیجه رسیده که ، یکی از ستون پایه های ایجاد استبداد شرقی؛ بحث مالکیت اب در دست حاکمیت بوده است، که البته پرداختن به آن، مجال دیگری را می طلبد.

حکمرانی آبی، زمانی می تواند کارآیی داشته باشد که همراه با ایجاد شفافیت آبی باشد.

زیرا رعایت اصول شفافیت، مشارکت، نظارت، استانداردسازی و پایداری است که قابلیت اثربخشی یک حکمرانی آبی کارآمد را ممکن می سازد.

هرگاه که حکمرانی و شفافیت، به درستی اعمال شوند گسترش حکمرانی شبکه ای ایجاد خواهد شد و در ادامه موجب افزایش مشارکت و ورود نهادهای غیردولتی و سرانجام تضمین سلامت نظام حکمرانی و شفافیت آبی میشود. یعنی شفافیت و نظارت و مشارکت مردم، در یک ارتباط متقابل و دوسویه با اصول حکمرانی مطلوب موجب میشود تا حکمرانی در برابر هرگونه فساد و ناکارآمدی، واکسینه شود.

اما وقتی از مشارکت مردم سخن گفته میشود مراد ما، تنها در صرفه جویی نیست بلکه آنچه اثربخش تر می نماید، ضرورت حضور مردم، در فرآیند برنامه ریزی و مدیریت منابع آب است.در غیر اینصورت نمیتوان از تنگناها و مشکلات امروزی آب رهایی یافت.زیرا تجربه تاربخی، ثابت کرده است که تصمیم سازیهایی که زاییده اراده و مشارکت مردم باشند بسیار بیشتر از تصمیم گیری های دستوری و از بالا به پایبن، اثرگذار خواهند بود.

از دیگر سو وقتی سخن از مشارکت مردم میشود این تنها به معنای مشارکت در مرحله اجرا نیست بلکه اهمیت آن، حضور مردم در مدیریت آب خواهد بود. پس یکی از بنیانهای تضمین حکمرانی خوب، شفافیت و مشارکت مردم و اساس شفافیت و مشارکت مردم در برنامه ریزی، محرم دانستن مردم است. به بیانی ساده تر، یکی از انگاره های مهم شفافیت، اگاهی بخشی از آمار و اطلاع رسانی علمی و دقیق از سوی دولت به مردم است.

براساس آنچه بیان شد چنین به نظر می رسد که بر دولت و حاکمیت، واجب تاریخی است تا با شفافیت،اگاهی بخشی به مردم و آموزش همگانی، ضرورتها، مشارکت در برنامه ریزی و چگونگی صرفه جویی به مردم، از توان مردم و نهادهای غیردولتی یاری بگیرند تا بتوانیم با تصمیم سازیهایی شایسته و متناسب، این دیرینه دیار تاریخ ساز را از بحرانها برهانیم.

به یاد داشته باشیم که فلسفه ذاتی نهادهای غیردولتی، حرکت در عرض اراده ی دولت و حاکمیت است نه در طول اراده آنها.پس امید می رود که حاکمیت و دولت، مردم را همراه و همگام و محرم بدانند تا” به کوشش همه دست نیکی بریم” و گستره ی مقدس ایران را از خشکسالی، دور نگه داریم.

بهرام براتی/۲ آذر ۱۴۰۴/ اهواز

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید