تهران
کد خبر:9009
پ
IMG-20180816-WA0018-300×300

جشن چهارشنبه سوری، بایدها و نبایدها

جشن چهارشنبه سوری، بایدها و نبایدها همه ی ما در زندگی خود و به ویژه در دوران کودکی و نوجوانی، شور و شوق جشن چهارشنبه سوری را تجربه کرده ایم. در روستاها، جوانان برای جمع آوری هیزم، مشتاقانه به کوه می رفتند و شب آتشی می افروختند و گرداگرد آن تا پاسی از شب، شعری […]

جشن چهارشنبه سوری، بایدها و نبایدها

همه ی ما در زندگی خود و به ویژه در دوران کودکی و نوجوانی، شور و شوق جشن چهارشنبه سوری را تجربه کرده ایم. در روستاها، جوانان برای جمع آوری هیزم، مشتاقانه به کوه می رفتند و شب آتشی می افروختند و گرداگرد آن تا پاسی از شب، شعری می خواندند که ترجمان دعایی آیینی در روزگار باستان بود (زردی من از تو/ سرخی تو از من) حتی گاه، تشمال روستا هم شادی خود را در ساز خود می ریخت و رقص دستمالهای رنگی جلایی دیگر به این جشن دیرینه می داد. پنج شنبه آخر سال که می شد زنان غذاهایی را که از شب پیش آماده کرده بودند باخود به گورستان روستا می بردند و ما بر بلندای تپه ای مشرف به گورستان چشم‌به راه می دوختیم تا مادر برگردد.چه انتظار جانکاهی برای ما بود. از دور زنان با قابلمه هایی بر سر به روستا نزدیک می شدند و ما شتابان به پیشواز مادر می رفتیم. اهالی به آن الفه می گفتند. روز بعد نیز مردان و جوانان روستا، منزل به منزل می رفتند و برای مردگان صاحب خانه، نیایش می کردند. ما در دامنه ها، شقایق های وحشی را می چیدیم و در دو دسته به درب ورودی خانه آویزان می کردیم و با زمزمه هایی کودکانه،به پیشواز بهار می رفتیم.
شگفتا که اینک آنهمه تاریخ و فرهنگ و دیرینگی در ازدحام خبرهای تلخ ترقه و انفجار و صدمه گم شده است! متولیان فرهنگ و هنر ما نیز، به جای کوشش در پاسداری و برگزاری نیکوی این آیین ها، هر روز می کوشند تا پیوند ما را بگسلانند.
ایرانیان باستان در ده روز پایانی سال (پنج روز پایانی از آخرین ماه سال و پنج روز پنجه وه ) برای فروهر نیاکان نیایش می کردند و با روشن کردن آتش ایزدی به روان انان درود می فرستادند و در حیاط خانه آتشی می افروختند. پس از سقوط ساسانیان، این آیین به شب آخرین چهارشنبه سال افتاد زیرا ایرانیان، پیش از آن، هر روز را به یک نام یکی از امشاسپندان و ایزدان می خواندند و شنبه و آدینه نبود و عربها نیز روز چهارشنبه یا (یوم الارباع) را نحس می پنداشتند۱.
جاحظ در المحاسن و الاضداد می گوید:” و الا ربعا یوم ضنک و نحس)۲ منوچهری نیز در بیتی همین باور را بیان کرده است که:” چهارشنبه که روز بلاست باده مخور/ به ساتکین می خور تا به عافیت گذرد)۳
. اینگونه ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به آخرین چهارشنبه سال تغییر دادند تا به آمدن سال نو، از بدشگونی روز چهارشنبه دور بماند.در باور ایرانیان باستان. آخرین روز سال یعنی آخرین روز پنجه یا اندرگاه، شب و روز (هّمّسپّتمّدِم )یا آفرینش انسان بوده که با آتش افروختن و شادمانی برگزار می گردید.و پس از ساسانیان تا کنون به چهارشنبه پایان سال افتاده است.
چهارشنبه سوری ترکیبی از دو واژه است.چهارشنبه که یکی از روزهای هفته است و سوری که در پهلوی سوریک به معنای سرخ و (ایک) پسوند صفت ساز است همانند گل سوری که معنی گل سرخ می دهد. بنابراین چون عنصر اساسی این جشن، افروختن آتش سرخ بوده است آن را سوری می خوندند.
یکی از کهن ترین کتابهایی که به این جشن اشاراتی دارد کتاب (تاریخ بخارا) نوشته ابوبکر محمدبن جعفر نرشخی(۲۸۶تا۳۵۸ هجری قمری) است که به برگزاری این جشن در دوران حکومت امیرمنصوربن نوح سامانی پرداخته است.
در شاهنامه سخن سرای بزرگ توس نیز در داستان رزم بهرام چوبینه با(پرموده) پسر ساوه شاه به این جشن‌پرداخته است. در هنگام رویاروی دو لشکر، یکی از ستاره شناسان همراه بهرام او را از جنگ در این روز نهی می کند:
” ستاره شمر گفت بهرام را / که در چهارشنبه مزن کام را
اگر زین بپیچی گزند آیدت / همه کار ناسودمند آیدت
یکی باغ بد در میان سپاه / از این روی و زان روی بد رزمگاه
بشد چهارشنبه هم از بامداد / بدان باغ کامروز باشیم شاد
ببردند پر مایه گستردنی / می و روز و رامشگر و خوردنی
ز جیحون همی آتش افروختند / زمین و هوا ار همی سوختند”۴
و یا در گذر سیاوش از آتش و تن دادن او به آزمایش ایزدی
برگزاری آیین و جشن چهارشنبه سوری تقرییا در سراسر ایران و کشورهای همسایه چون ارمنستان. آذربایجان. تاجیکستان. افغانستان. کردستان عراق و سوربه. ترکیه و….باهم شباهت بسیاری دارند. جانمایه این آیین این است که آتش نماد پاکی.گرمی.زندگی و شفابخشی است که می تواند با شکستن تاریکی به نبرد اهریمن برود و آن را به سختی شکست دهد. پیام مشترک این جشن برای مردمان این سرزمین هماره این بوده است که به هم پیام دهند که سرما و جور زمستان به پایان رسیده و تاریکی شب دیگر پایدار نیست زیراکه نور و آتش، بر اهریمن، چیرگی یافته است. پس. از این آیین به بعد، روشنی روز افزون تر می گردد و گرما به زندگی باز می آید و باهم به پیشواز بهار و جشن نوروز می روند.

هر جشن و آیینی که در درازنای تاریخ تاکنون بازمانده است میراثی کهن و گرانسنگ برای مردم و آن تمدن سترگ است.پژوهش های مردم شناسی . جامعه شناختی و اسطوره پژوهی همه نشان از آن دارد که این جشن ها و آیین های زندگی بخش، قسمتی از تاریخ و فرهنگ دیرسال گستره ی مقدس ایران زمین است که به ما رسیده و برماست تا انان را پاس بداریم.
اما شوربختانه چندسالی است که با ورود ترقه و ابزار احتراقی از چین و دبگر کشورها، احساسات و رفتارهایی هیجانی و سرشار از آسیب زایی و خطر را جایگزین این آیبن های زیبا و زندگی ساز کرده ایم و هر سال بسیاری از فرزندان این سرزمین به خاطر همین رفتارها، تا پایان عمر، ناقص و آسیب دیده می شوند امید است که متولیان فرهنگ و تاریخ این سرزمین، تمهیداتی بیاندیشند که شاهد این رفتارهای زندگی سوز نباشیم.
بهرام(ماشاالله) براتی
پژوهشگر تاریخ و اسطوره۸

منبع
گلبانگ زاگرس
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید